Exclusive

پویا و وبلاگ اختصاصی من

تصاویر جنایات آمریکا در بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی+18
نویسنده : Pouya - ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۳۱ تیر ۱۳٩٠
 
 اینم از کشوری که خودشو از پیشگامان دموکراسی در جهان میدونه!
 


جزئیات انفجار بمب اتمی هیروشیما


لحظه انفجار بمب اتم

ساعت 8:30 بمب «Little Boy» رها شد و 43 ثانیه بعد، در ارتفاع 580 متری بالای شهر منفجر شد. ابتدا برق آبی- سفید کورکننده‌ای درخشید و در کسری از ثانیه گرمایی معادل هزاران درجه سانتیگراد در هوا پخش شد.
آن‌هایی که در وسط مهلکه گیرافتاده بودند، خوش‌بخت‌ترین مردگان بودند. بعضی‌هاشان بخار شدند. بعضی دیگر به ذرات سوخته خیلی ریزی تبدیل شدند. اما ... اما عذاب دیگری منتظر آن‌هایی بود که دورتر از محل انفجار ایستاده بودند.
گرمایی شدید تخم چشم‌های آنها را که با تعجب به انفجار زل زده بودند ترکاند. پوست آنها از بدنشان جدا می‌شد و روی زمین می‌افتاد؛ اما هنوز موج اصلی انفجار شروع نشده بود. موج انفجار از مرکز انفجار با سرعت صوت، با قدرت تخریبی معادل 1205 تن TNT، 48 هزار ساختمان از 76 هزار ساختمان شهر را با خاک یکسان کرد. شیشه‌های نوک تیز در تن آدم‌ها فرو می‌رفتند، جمجمه عابران از موج انفجار می‌ترکید و بدن‌هایشان متلاشی می‌شد و به اطراف می‌پاشید.

آنهایی که در این جهنم بخار نشده بودند، تلوتلو خوران و به تمنای قطره ای آب به طرف رودخانه‌ای که در شهر جاری بود می‌رفتند و فریاد می‌زدند «آب، آب»؛ گرمای حاصل از انفجار همه آب بدن آنها را خشکانده بود.

براساس قاعده ساده «اجسام تیره نور را جذب و اجسام روشن آن را منعکس می‌کنند» نقش لباس‌ها و کیمونوها، روی گوشت‌های بدون پوست شهروندان خال‌کوبی شد و بدین صورت عکس‌های درشت و سیاه روی گوشت تازه آدم‌های بی‌پوست زنده مثل آب خوردن چاپ می شد.

در اثر انفجار این بمب اتمی 60 کیلویی، ستون قارچی شکل از غبار به ارتفاع 680 متر به آسمان رفت و تا شعاع 1.5 کلیومتری با خاک یکسان شد!

بمب «Little Boy»

کمی دورتر هیکل‌های سوخته شده زیر آوار ناشی از موج انفجار له شدند و بعضی‌ها زیر مصالح ساختمانی زندانی شدند تا به بدترین مرگی که تصور آن را نمی‌کردند، بمیرند.

کمی دورتر کپه های مگس روی انسان های مرده-زندۀ شهر نشسته بودند و کسی آنقدر توانایی نداشت که آنها را براند. پتوی ضخیمی از مگس روی تنِ پوست کنده شده دختر ده ساله‌ای که شانس این را نداشت تا در لحظه اول بمیرد، صحنۀ سیاه چندش‌آوری را ساخته بود.

«هیروشیما» دیگر «جزیره سبزی» که در سابق معنی می‌داد نبود. رنگ همه جای شهر عوض شده بود؛ قهوه‌ای مایل به قرمز؛ و بوی کباب ناشی از اجساد سوخته شده همه جا می‌آمد که چند ساعت بعد به بوی عفونت تهوع‌آوری در فضای مرده شهر تبدیل شد. این بار خدا نبود که مردمان یک شهر را عذاب می‌کرد. این شیطان بود که قدرتش را به رخ خدا می‌کشید. دیگر از دست فرشتگان نجات هم کاری بر نمی‌آمد. حتی حیوانات هم مرده بودند.
اما این هنوز پایان ماجرا نبود، قرار بود تا آخر سال، 140 هزار نفر از این حادثه مرده باشند، تشعشعات نامرئی ناشی از بمب اتم نه تنها این قرار را برآورده کرد، بلکه تا سالها بعد هنوز از مردمان ژاپن قربانی می‌گرفت؛ هزاران نوزاد ناقص‌الخلقه به دنیا آمدند و هزاران مریض که از انواع بیماری‌ها، به خصوص سرطان خون - لوکمی- یکی‌یکی مردند.

هیچ‌کدام از یازده خدمه هواپیمای ب- 29 که صرفاً برای حمل همین بمب «پسرکوچولو» آماده شده بود، نمی‌دانستند چه چیزی را حمل می‌کنند؛ فقط خلبان «تیبتز» از ماجرا خبر داشت. یکی از خدمه که مسؤول فیلم‌برداری از حادثه بود، ناگهان فریاد زد: «خدای بزرگ! ما چه کردیم؟» اما نگاه سرد و بی‌تفاوت خلبان به او فهماند که باید ساکت باشد.

به هر حال اتفاق زیاد مهمی نیفتاد. در سال اول فقط 000/140هزار نفر مردند. و مردگان سال‌های بعد هم به بهانه‌های بیشمار دیگری می‌توانستند بمیرند که حالا به بهانه بیماری‌های ناشی از بمب اتمی مردند!! چه اهمیتی دارد.

بمباران هیروشیما و ناکازاکی و نوشتن در مورد آن، تا سالها جزء مطالب ممنوعه در آمریکا بود. اولین بار «جان هرسی» در گزارشی با عنوان «هیروشیما» در مجله «نیویورکر»، مردم خوشحال و سرمست از پیروزی آمریکا را متوجه کثافت‌کاری‌های سیاستمدارانشان در ژاپن کرد. اما عکس‌ها و فیلم‌های حادثه، سال‌ها خبر مدارک طبقه‌بندی شده‌ی امنیتی باقی ماند.

15 مرداد امسال، 63 اُمین سالگرد این جنایت است، اما هنوز نسل‌های امروزی سیاستمداران آمریکا اعتقاد پیدا نکرده‌اند که آن بمباران «جنایت جنگی» بوده است تا از آن معذرت بخواهند و هنوز گروه‌های ژاپنی مانند «ارتش سرخ ژاپن» وجود دارند که به انتقام این حادثه بیندیشند.

در 14 دسامبر سال بعد از این انفجار، مجمع عمومی سازمان ملل که آن موقع در لندن مستقر بود، پول 5/8 میلیون دلاری اهدایی «جان راکفلر» یهودی را برای احداث ساختمان زیبای سازمان ملل پذیرفت و در اوت 1950 این «معجزه اجتماعی» بشر عصر ما افتتاح شد تا برای بشریت صلح به ارمغان بیاورد. از آن موقع تا اکنون هر جنگی که تصمیم گرفته شده که باشد، اتفاق افتاده و هر جنگی که باید تمام می‌شده تمام شده بدون آنکه سازمان ملل کاری کرده باشد. تعداد بیانیه‌های بی‌اهمیت سازمان ملل –که برخی از روشنفکران جهان سومی‌ها را به وجد می‌آورد- از هزار و هشتصد قطعنامه گذشته و بزرگترین مدعیان و حامیان دموکراسی در دنیا از این سازمان حق وحشیانه «وتو» گرفته‌اند و این یعنی در 63 سال اخیر سازمان ملل نقش نخودی را در سیاست بین‌الملل را ایفا کرده است!!

در سال 1948 «اعلامیه جهانی حقوق بشر» منتشر شد، تا مثلاً حق حیات برای همه انسان‌ها، با یک زندگی بی‌دغدغه فراهم شود. جز اولین نفراتی که این بیانیه را امضا کرد، «ترومن» رئیس جمهوری آمریکا بود که 3 سال قبل از آن به وزیر دفاع آمریکا در جزیره «تینیان» ژاپن تلگراف زد: «پیشنهاد [استفاده از بمب اتم] تأیید شد. هر موقع آماده بود، رها کنید.»

به دلیل تصاویر زننده در صورت تمایل، برای دیدن تصاویر بر روی لینک ادامه مطلب کلیک کنید ...

تصاویری از جنایات امریکا در هیروشما

تصاویری از اجساد بر اثر انفجار اتمی در هیروشیما

تصویری از یک بدن کاملا سوخته بر اثر انفجار اتمی

تصویری از جنایات آمریکا در هیروشیما و ناکازاکی

 

 

 

تاثیرات بمب اتم بر بازماندگان

هیروشیما قبل و بعد از انفجار بمب اتمی امریکا در سال 1945 میلادی